کلام آخر
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 3:36
از قصاص نترسیدم حتی دلم برای زن بچه او هم نسوخت آنها هم خلاص میشدن چون کسی که به هم خون این باشد یک روز خرخره زن بچه را هم می جود مادر در واقع دو پسر داده بود یکی صد در صد یکی هشتاد در صد تحمل نفرت مادرت را نداشتم میدانستم تو از قصاص می گذری اما ته دلت هربار به یتیم های برجا مانده نگاه میگ